اتحاد، به قیمت خون و وحشت
آقا محمدخان قاجار، بنیانگذار سلسله قاجار، نهتنها بهخاطر یکپارچهسازی ایران پس از دوران آشفتگی زندیه مشهور است، بلکه بهدلیل بیرحمی و خشونتی که در حکمرانیاش بهکار میبرد، یکی از جنجالیترین پادشاهان تاریخ ایران بهشمار میرود.
یرواند آبراهامیان او را «حیوانی درنده» توصیف میکند که پس از هر پیروزی نظامی، به کشتارهای فجیع دست میزد. بارزترین نمونهاش فتح کرمان است؛ شهری که پس از مقاومت در برابر او، بهطور کامل تاراج شد، هزاران نفر در آن قتلعام شدند و صدها تن را کور کردند. افسانهای دربارهٔ تل خاکی از چشمهای بیرونکشیدهشده در کرمان، گویای عمق فاجعه است. آقا محمدخان حتی کور کردن مردان را با بیرحمی تمام نظارت میکرد، بدون اینکه نشانی از احساس در چهرهاش نمایان شود.
ابراهیمیان مینویسد که آقا محمدخان علاقهای به حکومتداری نداشت و صرفاً به دنبال قدرت و انتقام بود. او تمامی پسران لطفعلیخان زند را به قتل رساند و حتی نوهٔ خردسال او را نکشت، بلکه برای عبرت در دربار خود نگه داشت. او با بیاعتمادی به اطرافیانش، با مشت آهنین حکومت میکرد و ترس، تنها زبانی بود که دربارش میفهمید.
سفرهای نظامی پیاپی، مالیاتهای سنگین، سرکوب شورشها و تمرکز قدرت در دستان شاه، باعث ایجاد دولتی خشن و استبدادی شد که در آن مردم نه حقی داشتند و نه امنیتی. همانطور که کریستین دلانوآ اشاره میکند، حکومت او سرشار از وحشت و زورگویی بود، تا جایی که برخی منابع معتقدند حتی نزدیکترین افرادش در نهایت تصمیم به قتل او گرفتند.
با وجود همهٔ این خشونتها، آقا محمدخان موفق شد ایران را پس از سالها تجزیه و آشوب، بار دیگر متحد کند. اما قیمت این اتحاد، خون و وحشت بود. سلطنت او الگویی از قدرت مطلقهای شد که بر ترس و حذف مخالفان بنا شده بود؛ الگویی که در برخی دیگر از پادشاهان پس از او نیز تکرار شد.

