PNAC
پروژه «قرن جدید آمریکایی» (PNAC) یک اندیشکده نومحافظهکار بود که در اواخر دهه ۱۹۹۰ توسط ویلیام کریستول و رابرت کیگن تأسیس شد و بهطور جدی بر سیاست خارجی ایالات متحده، بهویژه در خاورمیانه، تأثیر گذاشت. مأموریت اصلی PNAC، حفظ و گسترش هژمونی آمریکا در جهان از طریق افزایش قدرت نظامی و مداخله فعالانه، بهویژه برای «ترویج دموکراسی» و حفاظت از منافع ایالات متحده و متحدانش – بهویژه اسرائیل – بود. پس از حملات ۱۱ سپتامبر، نومحافظهکاران این اندیشکده مانند جان بولتون، دیک چنی، ریچارد پرل، داگلاس فیث و دیگران با نفوذ در دولت بوش، این مأموریت را با قدرت اجرایی همراه کردند و زمینهساز جنگ عراق شدند.
PNAC بهطور مشخص از راهبردهایی مانند تغییر رژیم، حمله پیشدستانه، افزایش پایگاههای نظامی در منطقه، و تجزیه کشورهای خاورمیانه (مشابه طرح عودید یینون) حمایت میکرد. این اهداف با طرحهایی چون «انفصال کامل» که در ۱۹۹۶ برای نتانیاهو تهیه شد نیز همراستا بود؛ طرحی که خواهان برکناری صدام، مقابله با نفوذ ایران، و حذف ابتکارات صلح در منطقه برای تأمین منافع استراتژیک اسرائیل بود.
در سند معروف PNAC با عنوان «بازسازی دفاعی آمریکا»، بر نیاز به ارتشی نیرومند برای جنگ همزمان در چند جبهه و افزایش بودجه نظامی تأکید شده و حادثهای مانند «پرلهاربر جدید» برای تسریع حمایت عمومی از مداخلات نظامی ضروری شمرده شده بود – که حمله ۱۱ سپتامبر این نقش را ایفا کرد. این تفکر منجر به جنگ ۲۰۰۳ عراق شد، که هدفش نه فقط مقابله با تهدیدات فرضی، بلکه پیادهسازی نقشههای کلان صهیونیستی در منطقه بود.
PNAC با حمایت از پروژه «خاورمیانه جدید» و ناامنسازی کشورهای منطقه، درصدد بود تا ساختارهای ملی را در کشورهایی مانند عراق، سوریه و ایران از هم بپاشد و آنها را به دولتهایی کوچک، ضعیف و وابسته تبدیل کند. هدف نهایی این پروژه، تضمین برتری راهبردی اسرائیل در منطقه و تبدیل آمریکا به ابزار اجرایی این راهبرد بود.
در مجموع، PNAC یک پروژه ایدئولوژیک-نظامی بود که به کمک دستگاه سیاسی ایالات متحده و به نفع اسرائیل، خاورمیانه را وارد چرخهای از بیثباتی، جنگ و تجزیه کرد؛ الگویی که هنوز هم در سیاستهای آمریکا در منطقه قابلردیابی است.

